





| تأثیر سبکهای هویتی مردان بر انواع خشونت خانگی آنان نسبت به همسر خود |
|
|
|
|
هدف این پژوهش مقایسه تاثیر انواع سبکهای هویت سازگارانه و ناسازگارانه مردان بر خشونت خانگی آنان نسبت به همسر شان است. جامعه آماری پژوهش متشکل از دانشجویان متاهل دانشگاه های تربیت مدرس ، آزاد اسلامی واحد تهران مرکز و رودهندر سال 1390بود. در این پژوهش از روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای استفاده شد. شرکت کنندگان دو پرسشنامه سبک هویت و خشونت خانگی را تکمیل کردند. از روش آماری MANOVA برای تجزیه و تحلیل داده ها استفاده شد، در این پژوهش نتايج پژوهش بیانگر این بود که که در مجموع بین نمره کلی خشونت خانگی نسبت به همسر در مردان دارای هویت سازگارانه و ناسازگارانه تفاوت وجود دارد. به عبارت دیگر خشونت جسمی و جنسی درافراد دارای سبک هویت نا سازگارانه به طور معنا داری بیش از افراد دارای هویت سازگار بود. واژگان کلیدی : خشونت خانگی –سبک هویت سازگارانه، سبک هویت ناسازگارانه مقدمه خشونت در خانواده مسئله شایعی است که سلامتی و حقوق انسانها را به خطر می اندازد وکم و بیش در تمام فرهنگها و گروههای اجتماعی – اقتصادی روی می دهد . فضای خانه و محیط خانوادگی یکی از بسترهای خشونت است. برخی موارد این خشونت عبارتند از خشونت بدنی، خشونت روانی، خشونت جنسی و خشونت اقتصادی . خشونت خانگی آثار مخربی بر جو عاطفی خانواده و همچنین فرزندان در بر دارد .از طرفی اعمال خشونت خانگی مردان نسبت به زنان علاوه بر آثار تخریبی بر خانواده ،همچنین دارای آثار تخریبی فراوانی در اجتماع است که با شناخت علل آن می توان نسبت به پیشگیری از ارتکاب این اعمال جلوگیری کرد.خشونت خانگی می تواند ناشی از عوامل گوناگونی باشد از جمله عوامل اجتماعی، عوامل شخصیتی، عوامل فرهنگی ،تحصیلات و سن که سبک های هویت می تواند یکی از دلایل احتمالی آن باشد. افرادی که بتوانند در نوجوانی به هویت باثباتی دست یابند درجوانی می توانند به روابط صمیمانه ای دست پیدا کنند. البته صمیمیت فقط به روابط جنسی محدود نمی شود بلکه احساسهای اهمیت دادن و تعهد را نیز در بر می گیرد. کسانی که نمی توانند چنین صمیمیتی را در جوانی برقرار کنند امکان دارد به دیگران پرخاشگری نشان دهند. (شولتز[1] و شولتز ،2005،ترجمه خوشدل، 1369). خشونت علیه زنان بر اساس تعریف سال 1993 مجمع عمومی سازمان ملل متحد به معنای هر عمل خشونت آمیز بر اساس جنس است که موجب آسیب شده یا با احتمال آسیب جسمی، جنسی یا روانی صرف ویا رنج زن همراه گردد . ( سالاری ، 1387).سازمان بهداشت جهانی خشونت خانگی را در انواع بدنی ،روانی ،جنسی و اقتصادی تقسیم کرده است: خشونت بدني: حمله با اسلحه، هل دادن، سيلي زدن، مشت زدن، لگد زدن وايجاد مانع براي حركت همسر مي باشد. خشونت رواني: تهديد به آسيب بدني و ناراحت كردن و ترساندن همسر ، مجبور كردن همسر به كاري كه علاقه اي به انجام آن ندارد و شرمگين كردن يا عصباني كردن او، مي باشد. خشونت جنسي: روابط جنسي دردناك از طريق روش هاي غير معمول و يا برقراري روابط جنسي ناخواسته و يا روابط جنسي توأم با رفتارهاي خشونت بار است. خشونت اقتصادي: از نظر مالي استقلال مالي فرد ديگري را به خطر انداخته يا از مال همسر استفاده كنند ( برنت ،2009، نقل ازابوالمعالي، زير چاپ ،ص.44). سبک هویت به راهکاری اشاره دارد که فرد به طور مشخص هنگام تصمیم گیری وحل مساله ازآن استفاده می کند یعنی نوجوان وجوان از یکی از سبکها جهت اداره کردن موقعیتهای روزانه استفاده می کند ( برزونسکی،نقل از رهنما و عبدالملکی،1388، ص 38).سبک های هویتی اصلی که در نظریه برزونسکی مطرح شده اند عبارتند:1- سبک هویت سازگارانه (سبک اطلاعاتی[2]):افراد با این سبک از پردازش، به صورت فعال اطلاعات مرتبط با خود را جستجو ،ارزیابی و مورد استفاده قرار می دهند(برزونسکی،2000،2004). که طبق الگوی مارسیا دارای وضعیت دیررس یا موفق میباشند (برزونسکی، از رهنماو عبدالملکی، 1378 و کاک، 2000). 2- سبک هویت ناسازگارانه : این سبک هویت شامل دو زیر گروه سبک هویت هنجاری و سبک هویت سردر گم –اجتنابی است. سبک هنجاری:افراد با این سبک از پردازش با سوالات هویتی و موقعیت های تصمیم گیری از طریق همنوایی یا رهنمودها و تجربیات افراد مهم در زندگی مواجه می شوند (برزونسکی و کاک ،2000).این افراد در مقابل ناهماهنگی دارای تحمل پایینی بوده و شناخت آنها محدود است. بر اساس الگوی مارسیادر سال 1996،افراد دارای وضعیت هویتی زودرس بیشتر از این سبک برای پردازش اطلاعات هویتی استفاده می کنند(برزونسکی،2005). افراد دارای سبک سردر گم – اجتنابی اکراه از مواجه شدن یا پرداختن به موقعیت های تعارضی و اشکال در تصمیم گیری دارند. (برزونسکی ،1992). این افراد اغلب با موقعیت های زندگی سازگاری ندارند. (برزونسکی، 2000 ) مارسیا معتقد است افراد با هویت موفق ،خود فرمان بوده و از اعتماد به نفس بیشتری نسبت به وضعیتهای دیگر برخوردارند و اضطراب کمتری دارند(پاپینی[3] و دیگران ،1989،نقل از آقاجانی ،1381).احتمال اینکه هویت در اواخر نوجوانی به یک مسئله مهم و نگران کننده تبدیل شود، بیشتر از اوایل نوجوانی است (آرچر[4]،1982و مارسیا ، 1985 ،نقل ازشهر آرای ،1384).بر اساس مطالعات مارسیا افراددارای هویت ناموفق معمولا عزت نفس،سازگاری روانی، خود فرمانی و خود کنترلی پایینتری نسبت به وضعیت دیگر هویت نشان می دهند(آقاجانی،1381). افرادي که در برآورده کردن نيازهاي عاطفي چون احساس ارزشمندي و مورد محبت قرار گرفتن موفق نمي شوند، هويت ناموفق را کسب مي کنندو به دامن بزهکاري اجتماعي و عدم سازش با اجتماع پناه مي برند (جورج و کريستاني، 1377،نقل از احدی،1389). آنها معمولا تکانه ای هستند و استقلال و اعتماد به نفس کمی نشان می دهند.( برزونسکی، 2000 ). بر این اساس برزونسکی یک مدل هویت شناختی – اجتماعی را پیشنهاد کرد که به تفاوتهای افراد در روی آوردن یا اجتناب از ساختن هویت تاکید داشت. او آن را مدل سبکهای هویت نامید(واترمن [5]و دان هام[6]،2000 ،نقل ازادبی،1379). .از دیگر نظریه پردازان هویت میتوان ازمارسیا[7] ،بورک[8]، لووینگر[9]،بلوس[10] و لوینگر[11]نام برد.در خصوص تبیین خشونت خانگی نظریه های مختلفی وجود دارد که از آن جمله می توان به نظریه هایی با رویکرد زیست شناختی ، روان شناختی و جامعه شناختی اشاره کرد . از نظریه پردازان روان شناختی می توان به فروید[12]، لورنز[13]، دالرد[14] (پرخاشگری به عنوان سائق آشکار شده )،بندورا[15] (پرخاشگری به عنوان رفتار آموخته شده) اشاره کرد .برخی از نظریه پردازان خشونت را از منظر جامعه شناختی بررسی کرده اند که در این زمینه می توانیم به نظریه پردازانی همچون توکویل [16](تئوری توقعات فزاینده) ، جان دالرد ( تئوری محرومیت نسبی) ،نظریه هومنز[17]-مبادله و نظریه های فمینیستی اشاره کنیم . بندورابر این باور است که پرخاشگری معلول یادگیری اجتماعی است،( کاپلان[18] و سادوک[19]، 1988 ، ترجمه رضاعی ،2007). در نظریه شناخت اجتماعی به نقش طرح واره ها در بروز پرخاشگری اشاره شده است. طرحواره های مختلف ظرفیت توصیف تفسیر و پیش بینی های مختلف در باره رفتار خود فرد یا دیگران را مهیا می کنند. بنابر این ممکن است یک طرحواره منجر به این شود که فرد رفتار دیگران را به گونه خصمانه تفسیر کند(گانون ،2007 ،نقل ازابوالمعالی ، زیر چاپ). از دیدگاه موشمن هویت یک مفهوم خویشتن است و این اولین قدم در راه فهم نظریاتی نظیر برزونسکی است که معتقدند هویت ساختاری ذهنی، مرکب از اصول ،فرضیات و سازه هایی مرتبط با خود و در حال تعامل با محیط است. (بورک[20] ، 2003،نقل از رهنماو عبدالملکی ،1387). برزونسکی (2005) اشاره می کند که هویت یک تصورازخودویک بازنمایی ذهنی از خوداست (برزونسکی،2005) . لات در سال 2001 گزارش میکند که افراد دارای هویت موفق ومعوق متفکرانه عمل میکننددرحالیکهافراددارای هویت زودرس وسردرگم تکانشگرند(محمدی ، احمدآبادی و ملکی ، 1389) . اریکسون در سال 1967متذکرشد که هویت ممکن است از دو راه منحرف شود ، ممکن است پیش از آنکه رشد کند تثبیت شود(یعنی پیش از موعد شکل گیرد)و یا اینکه بدون هیچ محدودیتی گسترش یابد (احدی،محسنی،1370). پژوهش ها نشان می دهند بسیاری از مردانی که از خشونت استفاده میکنند از عزت نفس و خودکنترلی پایینی برخوردارند. آنها از خشونت برای اعمال و اثبات کنترل، استفاده میکنند( بوزاوا[21]، به نقل از عالمیان ،1385). کوهن در پژوهشی بیان می کند که پدرسالاری به عنوان یک پدیده اجتماعی تقریباً در سراسر جهان وجود دارد زیرا مردان میتوانند بیشترین منابع قدرت مادی و جسمانی را برای اعمال نظارت بر زنان بسیج کنند (کوهن، به نقل ازهتکه لویی ،1388). یافته ها نشان می دهند که سبک هویت اجتنابی رابطه مثبتی با وضعیت هویتی سردرگم دارد. (برزونسکی و نمییر به نقل ازرهنما و عبدالملکی،1387) نظریه های مبنی بر ساختار خانواده بیشتر توسط جامعهشناسان مطرح شدهاند. تحقیقات نشانگر آن است که بذر خشونت جدی مردان غالباً در کودکی پاشیده شده است. (،ماسن [22]، به نقل از مارابی ،1384). در این پژوهش ،پژوهشگر در صدد شناخت تفاوت نوع خشونت خانگی نسبت به همسر خود در مردانی است که از سبک های هویت سازگار و ناسازگار برخوردارند. فرضیه این پژوهش این بود که بین سطح خشونت روانی، اقتصادی، جسمی و جنسی افراد دارای هویت سازگارانه و ناسازگارانه تفاوت وجود دارد.
روش این پژوهش از نوع علی- مقایسهای بودو در آن انواع خشونت خانگی (جسمی، روانی، اقتصادی و جنسی) که مردان دارای سبک هویت سازگار و ناسازگار نسبت به همسرانشان اعمال می کنند مورد مقایسه قرار گرفته است.جامعه آماری در این پژوهشدر برگیرنده ی کلیه دانشجویان مقطع کارشناسی ارشد و دکتری متاهل وهمسران آنان که در دانشگاه تربیت مدرس ،دانشگاه آزادواحد رودهن و دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز در سال تحصیلی 1390-1389 مشغول به تحصیل بودند.در این پژوهش از روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای استفاده شد و در آن ابتدا چند دانشگاه و سپس از هر دانشگاه چند کلاس به تصادف انتخاب شد و آنگاه در هر کلاس دانشجویان متاهل مورد بررسی قرار گرفتند پس از انتخاب افراد گروه نمونه پرسشنامه های سبک هویت برزونسکی برای مردان و پرسشنامه خشونت خانگی ابوالمعالی برای زنان به آنان تحویل داده شد قبل از ارائه پرسشنامه به دانشجویان متاهل به آنها اطمینان داده شد که اطلاعات آنها محرمانه باقی خواهد ماند و از انها درخواست شد که به سوالات با دقت پاسخ دهند سپس به آنها یک هفته مهلت داده شد و بعد از یک هفته پرسشنامه ها از آنها تحویل گرفته شد .به منظور برآورد حجم نمونه از رابطه ]2 استفاده شد. که در آن است. حجم نمونه معادل 60 نفر در هر گروه برآورد گردید. این مقدار به عنوان حداقل حجم نمونه در هر گروه در نظر گرفته شد. ابتدا پرسشنامه ها روی 375 نفر اجرا شد، آنگاه با توجه به نتایج آزمون سبک های هویت، جهت تعیین دو طبقه ازمردانی که دارای هویت سازگار و ناسازگار هستد، بر اساس نمرات استاندارد این آزمون در مردانی که در طبقه هویت سازگار(اطلاعاتی) نمرات آنان به اندازه یک انحراف معیار از متوسط افراد جامعه بالاتر بود در طبقه هویت سازگار قرار گرفتند و افرادی که میانگین نمرات استاندارد آنان در دو سبک هویت اجتنابی/ سردرگمی و هنجاری (ناسازگار) به اندازه یک انحراف معیار از متوسط افراد جامعه بالاتر بود در طبقه افرادی که از هویت ناسازگار برخوردارند قرار گرفتند. بر این اساس پس از غربالگری ، بر اساس اطلاعات به دست آمده از گروه نمونه، 154 نفر (در طبقه هویت سازگار 81 نفر و در طبقه هویت ناسازگار 73 نفر) قرار گرفتند (یعنی با بیش برآورد در هر گروه بیش از 60 نفر مورد مطالعه قرار گرفتند) آنگاه در تحلیل داده ها به مقایسه انواع خشونت خانگی در هر دو گروه پرداخته شد. به منظور توصیف داده های آماری از رسم جداول توزیع فراوانی ، محاسبه شاخص های حد وسط و پراکندگی و توزیع استفاده شد وبه منظور تجزیه و تحلیل داده های آماری آزمون MANOVA به کار گرفته شد.
ابزار اندازه گیری 1. پرسشنامه سبک هویت سبک هویت اطلاعاتی به سبک سازگارانه و سبک هویت هنجاری و سردرگم به سبک هویت ناسازگارانه تبدیل شد. برزونسکی (1989)برای بررسی سبک های هویت برای اولین بار اقدام به تهیه یک پرسشنامه نمود. در این پرسشنامه بر خلاف پرسشنامه اندازه گیری عینی توسعه یافته وضعیت هویت "من" که در آن مولفه های اکتشاف با تعهد در هم آمیخته بود،مولفه ها اکتشاف و تعهد به صورت مجزا ارائه شده است. وایت در سال1989برای بررسی پایایی پرسشنامه از روش محاسبه همسانی درونی استفاده کرد. او برای محاسبه همسانی درونی، ،پرسشنامه تجدید نظر شده سبک هویت را روی 361 دانشجوی کارشناسی اجرا کرده و سپس ضریب آلفای کرونباخ آنها را محاسبه نمود. ضریب آلفای پرسشنامه ، برای کسب هویت اطلاعاتی =59/0 ، سبک هویت هنجاری =64/0، سبک هویت سردرگمی / اجتنابی=78/0 به دست آمد. او در تحقیقات خود دریافت که مقیاس اطلاعاتی روی دو عامل مجزا بار داده است. ( وضعیت هویت موفق و دیررس که دو سطح بالا و پایین تعهد را منعکس می کنند) که این نشان می دهد ، نمره اطلاعاتی یک متغیر پیچیده است. بنابراین پایایی کمتر در این مقیاس تعجب آور نخواهد بود .وایت در سال 1989برای بررسی روایی پرسشنامه سبک هویت از دو روش استفاده کرد: 1- برای بررسی روایی همزمان ، همبستگی های بین نسخه اصلی ( پرسشنامه سبک هویت تهیه شده توسط برزونسکی) با نسخه تجدید نظر شده را محاسبه کرد و همبستگی سبک هویت اطلاعاتی 81/0 ،سبک هویت هنجاری 85/0 ،سبک هویت سردرگمی/ اجتنابی 85/0 به دست آمد. 2- برای بررسی روایی پیش بین ، همبسته های شخصیتی (هر شرکت کننده بر اساس نمرات Zسه سبک هویت مستقل مقایسه شده است) و هم چنین عوامل رفتاری (مقایسه بر اساس نمرات خام صورت گرفته است، ازهر مقیاس به عنوان متغیر پیوسته استفاده شده است) را با سبک هویت مورد مطالعه قرار دادند.تحلیل واریانس چندگانه که برای آزمون تفاوت عوامل شخصیتی ( خوش بینی، همبستگی، دینداری)با سبک هویت به کار رفت: نتایج ، تفاوت معناداری بین سبک هویت و عوامل شخصیتی 39/9= (712/6) (001/0) F، همبستگی 74/7 = (2/358) (001/0) F ،دینداری 13/16=(2/358) ( 001/0)Fآزمون تعقیبی توکلی برای آزمون تفاوت موجود بین گروهها به کار رفت ونتایج تفاوت موجود بین سبک هویت سردرگمی / اجتنابی و دو سبک دیگر را نشان ندادند. ولی افراد با سبک هویت اطلاعاتی نمرات بالاتری را در دو مقیاس خوش بینی و دینداری و نمرات کمتری در دو مقیاس همبستگی گرفتند. در حالی که افراد با سبک هویت سردر گمی/ اجتنابی نمرات کمتری در دو مقیاس خوش بینی و دینداری و نمرات بالاتری را روی مقیاس همبستگی دریافت کردند.افراد با سبک هویت هنجاری در مقیاس های خوش بینی ،دینداری و همبستگی مشابه افراد با سبک هویت اطلاعاتی دارند(آدامز ،مولیس و واترمن 1989). 2-پرسشنامه خشونت خانگی این پرسشنامه توسط ابوالمعالی (1387) ساخته شده است و خشونت خانگی را در ابعاد روانی، جنسی، جسمی و اقتصادی مورد بررسی قرار می دهد. این پرسشنامه بر روی دانشجویان متأهل کارشناسی اجرا شده و پایای و روایی آن برآورد شده است. روایی صوری این پرسشنامه توسط محققین مورد تأیید قرار گرفته است. این پرسشنامه با پرسشنامه AGQ که پرخاشگری را می سنجد همبستگی مثبت (76/0) دارد و با پرسشنامه سلامت روان همبستگی منفی (65/0 - ) دارد. در تحلیل عاملی، سؤال های تحت هر عامل همبستگی 3/0 به هر عامل داشتند. ضریب آلفای کرونباخ کل پرسشنامه معادل (83/0 ). ضریب آلفای پرسشنامه ، برای خشونت روانی= 91/0 ، برای خشونت اقتصادی =74/0 ، برای خشونت جنسی = 73/0، برای خشونت جسمی = 93/. به دست آمده است. با توجه به این که این پژوهش از نوع مقطعی است به منظور برآورد روایی و پایایی این پرسشنامه این پرسشنامه روی نمونه ای معادل 30 نفر که مشابه نمونه اصلی بودند اجرا شد و روایی و پایایی این پرسشنامه به صورت کلی و به ترتیب در ابعاد جنسی، جسمی، روانی و اقتصادی معادل 75/0 ، 65/0، 67/0، 87/0 و 73/0 به دست آمد.
یافته ها براي آزمودن فرضيه ، با توجه به تعداد و نوع متغيرهاي مستقل ( 2 گروه دارای هویت سازگارانه و ناسازگارانه ) و متغیرهای وابسته يعني خشونت خانوادگی و 4 مولفه خشونت روانی، اقتصادی، جسمی و جنسی به اضافه نمره کل ( كمي) از روش تحليل واريانس چند متغيري (MANOVA ) استفاده شد. شرح تفصيلي محاسبات آماري در زیر ارایه شده است. جدول 1: خلاصه شاخص هاي توصيفي نمره هاي شركت كنندگان دارای هویت سازگارانه در آزمون خشونت خانوادگی ( نمره کل و 4 مولفه ) (81= n)
براساس اطلاعات جدول بالا توزيع نمره هاي آزمودني هاي دارای هویت سازگارانه در آزمون خشونت خانوادگی ( 4 مولفه خشونت روانی، اقتصادی، جسمی و جنسی و نمره کل )، شاخص هاي مختلف توصيفي اعم از ميانگين، انحراف معيار، شاخص هاي كجي و كشيدگي نشان مي دهد كه توزيع نمره هاي گروه نمونه در متغيرهاي اندازه گيري شده به توزیع نرمال ميل دارد. جدول 2: خلاصه شاخص هاي توصيفي نمره هاي شركت كنندگان دارای هویت ناسازگارانه در آزمون خشونت خانوادگی ( نمره کل و 4 مولفه ) (73= n)
براساس اطلاعات جدول بالا توزيع نمره هاي آزمودني هاي دارای هویت ناسازگارانه در آزمون خشونت خانوادگی ( 4 مولفه خشونت روانی، اقتصادی، جسمی و جنسی و نمره کل )، شاخص هاي مختلف توصيفي اعم از ميانگين، انحراف معيار، شاخص هاي كجي و كشيدگي نشان مي دهد كه توزيع نمره هاي گروه نمونه در متغيرهاي اندازه گيري شده به توزیع نرمال ميل دارد. - واريانس چند متغيري (MANOVA )
- فرضیه پژوهش: بین سطح خشونت روانی، اقتصادی، جسمی و جنسی افراد دارای هویت سازگارانه و ناسازگارانه تفاوت وجود دارد.
جدول 3: عوامل بين آزمودني ها
آزمون باکس و لیون نشان داد که شرط همسانی واریانس ها و کوواریانس ها جهت استفاده از آزمون MANOVA وجود دارد .
جدول 4: خلاصه آزمون هاي چندمتغيري
با توجه به مقدار آزمون ويلكز لامبدا (904/0) و Fمحاسبه شده( 955/3) با درجه آزادي 149 و 4 مي توان فرض صفر را رد كرد (01/0
جدول 5: خلاصه آزمون هاي اثرات بين آزمودني ها
* معنادار در سطح 05/0 با توجه به نتايج آزمون هاي اثرات بين آزمودني ها و شاخص هاي محاسبه شده براساس مقادیر F محاسبه شده با درجه آزادي ( 152 و 1) می توان نتیجه گرفت که بين ميانگين افراد دارای هویت سازگارانه و ناسازگارانه از نظر خشونت جسمی و جنسی تفاوت معنادار وجود دارد (05/0p<). مقادیر مجذور مربوط به این دو متغیر ( ستون آخر )نشان دهنده ارتباط ضعيف بين هویت سازگارانه و ناسازگارانه و مولفه های خشونت خانوادگی است. درنتيجه، شواهد موجود براي پذيرش فرضيه اول كافي است. نتايج آزمون پيگردي نشان مي دهد كه ميانگين نمره هاي افراد دارای هویت ناسازگار در دو مولفه خشونت جسمی وجنسی بالاتر از میانگین افراد دارای هویت سازگار است. جدول 6 : خلاصه آزمون هاي پيگردي بنفروني
* معنادار در سطح 05/0
بحث -فرضیه پژوهش این بود که بین سطح خشونت روانی، اقتصادی، جسمی و جنسی افراد دارای هویت سازگارانه و ناسازگارانه تفاوت وجود دارد. و یافته ها حاکی از تفاوت خشونت خانگی در دو گروه از مردان دارای هویت سازگارانه و ناسازگارانه بود . به علاوه تفاوت بین مردان دارای هویت سازگارانه و ناسازگارانه در اعمال خشونت جسمی و جنسی نسبت به همسرانشان معنادار بود . همگام با یافته های پژوهش حاضر،محمدی ، احمدآبادی و ملکی (1389) در پژوهشی تحت عنوان رابطه عوامل شخصیت با گرایش به خشونت با نقش میانجیگر پایگاه های هویت به این نتیجه رسیدند که مسیرهای روان آزرده خویی و وجدانی بودن به گرایش به خشونت با واسطه هویت سردرگم و مسیرهای برونگرایی و باز بودن به گرایش به خشونت با واسطه هویت زودرس معنی دارند . به علاوه اثبات نقش تعدیل کنندگی هویت در رابطه با شخصیت و خشونت می تواند باعث بسط و گسترش مبانی پژوهشی و نظریاتی این حوزه شود . طباطبایی (1377)در پژوهشی در ارتباط با هویت و شیوه مقابله با بحران نشان داد که با افزایش سن ،فراوانی هویت موفق نیز افزایش می یابد و افراد در دوره جوانی بیشتر در وضعیت هویت اکتساب قرار دارند. در ارتباط با سبک هویت ناسازگارانه(هنجاری وسبک هویت سردرگم/ اجتنابی) تفاوت معناداری بین دو جنس مشاهده نمی شود که این نتایج با نتایج پژوهش های برزونسکی و سالیوان (1992) و برزونسکی و کاک (2000) که زنان به صورت معناداری نسبت به مردان نمرات بالاتری را در سبک هویت سازگارانه (اطلاعاتی )کسب می کنند .بر طبق یافته های پژوهش دیگری می توان نتیجه گرفت که افراد دارای سبک هویت سازگارانه از آنجا که قابلیت افشای خود صمیمیت و تقابل در دوستی را دارند در روابط خود با دیگران موفق ترند و می توان نتیجه گرفت که از خشونت کمتری نسبت به دیگران استفاده می کنند که این یافته با یافته پژوهش حاضر همخوان است (حجازی و فرتاش ،1385). بیات (1378) در پژوهشی به این نتیجه دست یافت که سابقه اعتیاد ،زندانی شدن و ارتکاب جرائم گوناگون در مرد ارتباط مستقیم با زن آزاری دارد. آقاجانی(1381) اظهار می دارد که ارتکاب جرایم گوناگون در مردانی که از سبک هویت ناموفق برخوردارند بیشتر دیده می شود زیرا افراد با سبک هویت ناسازگار بیشتر به اعتیاد والکل روی می آورند. باقری (1387) نیز در پژوهش خود که رابطه بین سبک های هویت و مسئولیت پذیری را می سنجید دریافت که افراد دارای سبک هویت اطلاعاتی مسئولیت پذیرتر هستند و همچنین افراد مسئولیت پذیر دارای تعهد بالا نیز می باشند و همچنین این پژوهش نشان داد که افرادی که دارای سبک هویت اجتنابی / سردرگم هستند میزان مسئولیت پذیری بالایی ندارند .سعادتی شاهیر و همکاران در پژوهشی به این نتیجه رسیدند که بین سبکهای هویت اطلاعاتی وهنجاری با مسئولیت پذیری رابطه همبستگی معناداربود. ولی بین سبک هویت سردرگمی/اجتنابی و مسئولیت پذیری رابطه همبستگی معنادار وجود نداشت(سعادتی شاهیر،شهرآرای،فرزاد,1389). با توجه به این که فرد دارای سبک هویت سازگارانه کارهای خود را همواره با تفکر و تعقل انجام می دهد از او انتظار خشونت کمتری می روداوکسی است که در الگوی مارسیا دارای وضعیت هویت دیررس یا موفق است. این فرد دارای استقلال رای،باز بودن به تجربه ،وجدان ،تلاش برای مقابله مشکل مدار و نیاز بالا برای شناخت است. (برزونسکی و کاک، 2000،نقل از راهنما و عبدالملکی، 1388). فرد دارای سبک هویت سازگارانه(اطلاعاتی )به طور فعال اطلاعات مرتبط با خود را پردازش ، جستجو ، ارزیابی و مورد استفاده قرار می دهد. دو سبک هویت هنجاری و سردر گم – اجتنابی ناسازگارند و نحوه پردازش مناسبی در مورد اطلاعات مرتبط با خودشان ندارند این افراد با سبک هنجاری از پردازش با سوالات هویتی و موقعیتهای تصمیم گیری از طریق همنوایی یا رهنمودها و تجربیات افراد مهم در زندگی مواجه می شوند.آنان در مقابل ناهماهنگی دارای تحمل پایینی بوده و شناخت های آنان محدود است. طبق الگوی مارسیا این افراد دارای هویت زودرس هستند (برزونسکی و کاک ، 2000)0 .نتایج پژوهش فوق نیز مبین این نکته است که فرد دارای سبک هویت سازگارانه تفاوت معناداری با انواع خشونت ندارد. ولی فرد دارای سبک هویت ناسازگارانه در چالش های زندگی قادر به تصمیم گیری درست و رفتار معقولانه نیست.با توجه به ویژگی افراد دارای هویت ناسازگار این نکته را بهتر درمی یابیم. این افراد از مکانیزم های دفاعی برای تحریف واقعیت استفاده می کنندو دیدگاه آنان در برابر تغییر بسیار مقاوم است و مواجهه دفاعی در مقابل اطلاعاتی دارندکه ارزشها و باورهای آنان را تهدید کند.ویژگی اصلی افراد سردرگم / اجتنابی نیز اکراه از مواجه شدن با پرداختن به موقعیت های تعارضی و تصمیم گیری می باشد. عوامل موقعیتی یا لذتهای آنی اساساَتعیین کننده رفتارهای آنان می باشد. به این ترتیب چنانچه فرد در اثر تعلل در امور، زمان کافی را از دست بدهد، ابعاد موقعیتی مسئول اتفاقاتی است که ممکن است رخ دهد. سازگاری این افراد در موقعیت مختلف نامتعادل است. این افراد طبق الگوی مارسیا در وضعیت هویت سردرگم قرار دارند (برزونسکی و سالیوان[23]،1992). با توجه به این تعاریف می توان گفت افراد دارای سبک هویت ناسازگار توانایی مقابله با مشکلات را ندارند لذادر موقعیت های سخت زندگی قادر به تصمیم گیری درست نیستند و از اهرم خشونت برای رهایی خود استفاده می کنند. در واقع از آنجا که مقابله این افراد با مشکلات مقابله هیجان مدار ست با استفاده از خشونت از چالش های زندگی فرار می کنند تا اینکه آن را حل کنند. اما سوالی که در اینجا لازمست به آن پرداخته شود اینست که چرا از میان انواع خشونت تفاوت خشونت های جنسی و جسمی در افراد دارای سبک هویت سازگارانه و ناسازگارانه معنادار است؟ به نظر پژوهشگر علت احتمالی ممکن است این باشد که خشونت های جسمی و جنسی نمود بیشتری در ذهن زنان به جا می گذارد و لذا آزمودنی ها آن را بهتر گزارش کرده اند از طرفی افراد دارای سبک های هنجاری و سردرگم چون اغلب به صورت تکانشی تصمیم می گیرند ، به خشونت فیزیکی بیشتر روی می آورند و منطقی است که از بین انواع خشونت ها خشونت جسمی و جنسی در میان همسران آنان شیوع بیشتری داشته باشد. اما سوال دیگر ی که اینجا مطرح است این است که چرا دراین پژوهش تفاوت بین افراد دارای هویت سازگار و ناسازگار در خشونت روانی و اقتصادی پیدا نشد.آیا این بدان معنی است که این نوع خشونت در جامعه و در بین این افراد وجود ندارد ؟ با توجه به سوء تعبیری که در مورد خشونت خانگی وجود دارد می توان گفت خشونت روانی و اقتصادی کمتر مورد توجه زنان قرار می گیرند برخی از این سوء تعبیرها عبارتند از : -قربانی خودش مقصر است.حتماًکاری انجام داده که باعث ناراحتی دیگران شده است. -وقتی یک مرد کنترلش را از دست بدهد خشونت به خرج می دهد. -زنان در بیشتر اوقات مسبب خشونت خانگی هستند(ابوالمعالی ، زیر چاپ). دلیل دیگر آن ممکن است این باشد که وضعیت فرهنگی رایج در کشور ما ظرفیت تحمل زنان را نسبت به خشونت روانی و اقتصادی افزایش داده باشد.
---------------------- منابع ابوالمعالی، خدیجه (1387). طراحی الگوی شناختی-رفتاری به منظور ارتقاء شناخت اجتماعی بزهکاران پسر.رساله دکتری، (اثر چاپ نشده)دانشگاه الزهرا. ابوالمعالی، خدیجه(زیر چاپ)پرخاشگری:ماهیت،انواع، نظریه ها و پیش گیری. تهران: انتشارات ارجمند احدی،حسن (1389) . هویت از دیدگاه نظریات گوناگون و تحقیقات انجام شده. روزنامه آفرینش ،شماره 3597. احدی، حسن و محسنی، نیکچهره (1370).روانشناسی رشد: مفاهیم بنیادی در روانشناسی نوجوانی و جوانی، تهران،نشر بنیاد. ادبی، راضیه (1379). بررسی پایگاه هویت و سلامت روانی دراوایل و اواسط نوجوانی. (اثر چاپ نشده )دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی، پایان نامه کارشناسی ارشد. آقاجانی، محمدحسین(1381). هنجاریابی مقدماتی پرسشنامه سبک هویت برای دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاههای دولتی شهرتهران ، (اثر چاپ نشده)،پایان نامه کارشناسی ارشد. باقری ، حبیبه (1387). بررسی رابطه بین سبکهای هویتی ( اطلاعاتی – هنجاری – سردرگمی / اجتنابی وتعهد) با مسئولیت پذیری . پایان نامه کارشناسی ارشد ، (اثر چاپ نشده)دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن . بیات، فرزانه، هفتم شهریور(1378). بررسی قربانیان زنآزاری مراجعهکننده به واحد پزشکی قانونی استان تهران. تهران؛ همشهری، سال هفتم، شماره 1915. فرخی هتکه لویی، منیره(1388). بررسی خشونت خانگی علیه زنان در بین زنان متأهل خانهدار شهرستان قائمشهر، (اثر چاپ نشده)، پایان نامه کارشناسی ارشد حجازی،الهه وفرناش،سهیلا (1385). تفاوتهای جنسیتی در سبکهای هویت ،تعهد هویت و کیفیت دوستی ،پژوهش زنان ،دوره 4 ،شماره 3،پائیز 85: 76-61. حجازی،الهه و فرتاش،سهیلا(1385). بررسی رابطه سبکهای هویت و تعهد هویت با کیفیت دوستی،مجله روان شناسی و علوم تربیتی، سال سی و ششم ،شماره 1و2،1385،ص167-184. حسینی طباطبایی (1377). بررسی ارتباط بین پایگاههای هویت و سبکهای مقابله با بحران در نوجوانان و جوانان شهرمشهد. دانشگاه الزهرا ، پایان نامه کارشناسی ارشد ( اثر چاپ نشده ). راهنما، عبدالملکی (1378). درآمدی بر مبانی نظری هویت ماهنامه مهندسی فرهنگی-سال سوم-شماره 21و22. سالاری فر ، محمد رضا (1389). خشونت خانگی علیه زنان ، بررسی علل ودرمان ، با نگرش به منابع اسلامی . قم مرکز نشر هاجر. سعادتی شاهیر،ابوطالب.شهرآرای،مهرناز،فرزاد،ولیالله(1389)فصلنامه علمی پژوهشی پژوهشنامه تربیتی ،دوره دهم ،شماره 10. شولتز، دوان (2005). روانشناسی کمال. ترجمه: خوشدل، گیتی (1369) تهران: نی تاریخ انتشار به زبان اصلی (1977). شهرآرای، مهرناز (1384). روانشناسی رشد نوجوان: دیدگاه تحولی، تهران: علم. عالمیان، نغمه (1381). بررسی پدیده خشونت علیه زنان درخاندان و عوامل مؤثر علیزاده محمدی ؛ احمدآبادی ، زهره ؛ ملکی ، قیصر (1389). رابطه عوامل شخصیت با گرایش به خشونت : نقش میانجی گر پایگاه های هویت ، فصلنامه روان شناسی کاربردی ، سال 5 شماره 1 (17) . بهار 1390. ص 40-24 . کاپلان، هارولد: سادوک، بنیامین (2007).خلاصه روانشناسی، ترجمه رضاعی،فرزین، تهران،ارجمند،1387 (سال انتشار به زبان اصلی 1933). مارابی، محسن (1384). بررسی عوامل خانوادگی مؤثر بر خشونت علیه زنان در شهرستان کامیاران، دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی ،(اثر چاپ نشده)، پایان نامه کارشناسی ارشد .
منابع انگلیسی Adams. GR. Mullis ,R.L. , Waterman ,A.s(2001). Ego Identity status, identity style and personal expresivness. Journal of Adolescence Research 15:509-521. Archer, S.L. (1982) Ihterventions for dolescent identity development. Stage puplication. Berzonsky, MD-( 1989) .Identity style.conceptualization and . mesarement. Ioarnal of adolescent research,4: 268-282.http://www.roznet. Berznky, MD: sulivan,c.(1992) social- cognitive aspects of identity style need for cognetion , expeiential openness, and in trosspection journal of abolscentReserch. Berzonsky , M.D.(1992). Identity style & coping strategies . "journal of personality, 60,771-788. Berzonsky , M.D (1998) "a self – regulatory model of identity development ." paper present at the biehnial meeting of the international society for the study of behavioral development. Bern, Switzerland. Barzonsky .M.D.&Kuk .L.S.(2000) . "identity status , identity processing style, & the transition to university ." journal of adolescent . research. 15,81-98. Berzonsky, M.D.(2005) "ego identity :a personal standpoint in a postmodern word".identity : an international of theory & research, 5, 125- 136. Berzonsky .M.D.(2004) " identity peocessing style, self- construction & personal epistemic assumptions: a social – cognitive perspective " European journal of developmental psychology, 1.303-315. --------------------------------- دکتر خدیجه ابوالمعالی، دکتر هائیده صابری، طلعت حق شناس استخراج از سایت : www.pishgiri-iau.ir/khouzestan/userfiles/file/abolmaali.doc |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| آخرین بروز رسانی در پنجشنبه, 12 مرداد 1391 ساعت 05:03 |
کلیه حقوق مادی و معنوی نزد وب سایت مرکز مشاوره رها محفوظ میباشد. آماده شده توسط: p30pro